
شهادت صدیقه طاهره راضیه المرضیه حضرت فاطمه زهرا س را به شما دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت مخصوصا محضر فرزند منتقمش حضرت مهدی عجه الله تعالی فرجه الشریف تسلیت میگویم
ان شاالله که با عمل نمودن به احادیث آنحضرت در روز قیامت از شفای بیکرانش بهره مند شویم
در اخر این نکته مهم را عرض کنم که وقتی مسمسار به سینه حضرت فاطمه زهرا س اصابت میکند حضرت در ان هنگام نه حضرت علی را صدا میکند نه امام حسن و نه امام حسین و نه حضرت زیبت را بلکه آقا امام زمان حضرت مهدی عج را صدا میکنند.این وبلاگ هم لوگویش را بر همین اساس ساخته که اگر دقت کرده باشید تنها یک لوگو نیست بلکه یک جریان با عظمتیست که امروز همه شیعیان ماتمش هستند. التماس دعا
الآن وقت آن هست که آقایمان را صدا کنیم و بگوییم
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان



عيادت ابوبكر و عمر از حضرت فاطمه(عليها السلام)
در آخرين روزهاى زندگى حضرت فاطمه(عليها السلام) ابوبكر و عمر به فكر افتادند تا شايد با عيادت از حضرت فاطمه(عليها السلام) و عذر خواهى از او و با جلب رضايت حضرت فاطمه(عليها السلام) از تبعات منفى رفتارهاى گذشته بكاهند. آنها به هر طريق ممكن و با اصرار زياد حضرت على(عليه السلام) را متقاعد ساختند تا اين ملاقات صورت پذيرد.
از جمله منابع اهل سنت كه به نقل مشروح جريان اين ملاقات پرداخته اند مى توان كتب «كفاية الطالب» و «الامامة و السياسة» و «اعلام النساء» را نام برد.
«ابوبكر و عمر با خواهش و اصرار فراوان به بالين فاطمه(عليها السلام)آمدند، همين كه نشستند فاطمه(عليها السلام) از آنها روى برگرداند و صورت به جانب ديوار كرد. آنها سلام كردند، امّا فاطمه(عليها السلام)به آنها پاسخ نداد. ابوبكر در محبت پيامبر و دخترش سخن گفت. فاطمه(عليها السلام) به ابوبكر و عمرگفت: آيا اگر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)حديثى فرموده باشد و شما هم آن را شنيده باشيد، حاضريد شهادت دهيد كه ما آن را شنيده ايم؟ گفتند: بلى شهادت مى دهيم. فاطمه(عليها السلام) فرمود: من شما را به خدا سوگند مى دهم آيا نشنيده ايد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «رضا فاطمة من رضاى، و سخط فاطمة من سخطى، فمن أحب فاطمة فقد احبنى، و من أرضى فاطمة فقد ارضانى و من أسخط فاطمة و فقد أسخطنى».
رضاى فاطمه(عليها السلام)، رضاى من است و غضب فاطمه(عليها السلام)غضب من است، هر كس فاطمه(عليها السلام) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه(عليها السلام) را راضى بدارد مرا راضى داشته و هر كس فاطمه(عليها السلام)رابه خشم آورد، مرا به خشم آورده؟ گفتند: بلى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)اين را شنيديم. فاطمه(عليها السلام) سپس فرمود: «فانّى اشهد الله و ملائكته أنكما اسخطتمانى و ما أرضيتمانى، و لئن لقيت النبى لأشكونكما اليه».
خدا و ملائكه را شاهد و گواه مى گيرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد، اگر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم)را ملاقات كنم از شما شكايت خواهم كرد.
ابوبكر گريست و گفت: «انا عائذ بالله من سخطه و سخطك يا فاطمه».
پناه به خدا مى برم از غضب رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و غضب تو اى فاطمه(عليها السلام)! چنان گريه كرد و سخنان فاطمه در او اثر گذاشت كه نزديك بود قالب تهى كند.
فاطمه(عليها السلام) مرتب مى فرمود: «و الله لادعونّ الله عليك عند كلّ صلوة اُصَلّيها».
به خدا قسم در هر نمازى كه مى خوانم تو را نفرين مى كنم.
(كفاية الطالب، محمد بن يوسف گنجى، باب99 و الامامة و السياسة، ابن قتيبة، ج1، ص13 ـ 14 و اعلام النساء، عمررضاكحاله، ج4، ص131.)
از جمله بزرگان شيعه كه جريان اين ملاقات را نقل كرده اند مى توان از «سليم بن قيس»، «شيخ صدوق»، «سيدبن طاووس» و... نام برد.
(كتاب سليم بن قيس، ترجمه انصارى، ص567 ; علل الشرايع، شيخ صدوق، ج1، ص186)
«عبدالفتاح عبدالمقصود» در پايان نقل اين ماجرا مى نويسد:
«چه كلماتى!. كه ضربه سخت شمشير از آن سبك تر بود! گويا زمين از زير پاى اين دو كشيده شد و مانند آسيا سنگ به گردش درآمد، از ضربه اين كلمات سرگيجه گرفتند و برخاسته خانه را ترك گفتند و دل از رضايت خاطر و قلب مجروح فاطمه كندند. اكنون هردو پى برده اند كه تا چه اندازه دل زهرا را به درد آورده، چه خشمى را بر خود برانگيخته اند...».
(الامام على بن ابيطالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ترجمه سيدمحمود طالقانى، ج1، ص333)
و در جايى ديگر در تحليل ريشه هاى خشم و غضب حضرت فاطمه(عليها السلام)بر ابوبكر و عمر كه تا روزهاى پايانى عمر آن حضرت همچنان توفانى است مى نويسد:
«من باور ندارم كه ميراث فدك، به تنهايى، تا اين اندازه خشم فاطمه را بر ابابكر برانگيخته باشد... اگر ابابكر گمان برده كه فاطمه براى اين مال ناچيز از او آزرده شده، جواب فاطمه به ابوبكر اين گمان را از ميان مى برد، چه در اين جواب كمترين اشاره اى بدين موضوع نكرده است. زيرا آن چنان كه من مى بينم، در حريم طبع و خلق فاطمه علاقه و محبتى به مال نبود،...»
(همان، ص332)
و باز توجه شما خواننده منصف و حق طلب را به اين سخنان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)جلب مى كنم:
فاطمة بضعة منّى فمن اغضبها اغضبنى». فاطمه پاره تن من است. هركه او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده.
«يا فاطمة ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاكِ». اى فاطمه! خداوند به غضب تو غضب مى كند و به خشنودى تو خشنود مى گردد.
وصيت حضرت فاطمه(عليها السلام)
از جمله وصيتهاى حضرت فاطمه(عليها السلام) به على(عليه السلام) اين بود كه: بدنش را شبانه غسل داده و كفن كند و به خاك بسپارد و هيچيك از كسانى كه بر او ستم كرده اند در نماز و تدفينش حاضر نباشند.
اين موضوع را در ميان منابع مختلف بررسى مى كنيم.
منابع اهل سنت:
در كتاب «صحيح بخارى» آمده است:
«... فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت و عاشت بعد النبى(صلى الله عليه وآله وسلم) ستة اشهر، فلما توفيت دفنها زوجها علّى ليلا و لم يؤذن بها ابابكر و صلى عليها».
(صحيح بخارى، ج5، ص177 و ج4، ص96)
... فاطمه(عليها السلام) بر ابابكر خشمگين و از او متنفر بود و با او سخن نگفت تا وفات نمود. او پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)شش ماه زنده ماند. هنگامى كه وفات يافت على(عليه السلام) او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را مطلع نساخت و خود بر بدنش نماز گذارد.»